عبد الجليل قزوينى رازى

640

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

خلافت « 1 » و امامت كند كه اگر بدرست « 2 » باشد كه در شأن عليست بعد ما كه خود مسلّم نيست و بسى مفسّران برآنند كه در شأن او خاصّ نيامده است ، و گر مسلّم شود خداى تعالى مىگويد : من ولىّ شماام ، و رسول من ولىّ شما است ، و آن مؤمنانى كه در ركوع صدقه دادند ، و كدام كس اين را منكر باشد كه خداى و رسول و على ولىّ مؤمنان‌اند ، و معاون و محبّ مؤمنان‌اند ، اين دليل نكند بر نصّى بر خلافت « 3 » و از اخبار رسول گويند : أنت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى دليل است بر خلافت او ، ما بدرست « 4 » كرديم كه هارون خليفهء موسى نبود بعد از مرگ او تا تو اين را بر آن حمل نكنى كه خليفه و وصى يوشع بود نه هارون ، و خود چون على را نصّ مىكرد چرا بر سر جمهور اصحاب نصّ نكرد چنان كه پوشيده نماندى و هيچ كس انكار نكردى در سفرى مىبايست و پالان شترى مىبايست چنان كه كسى دزديده كارى كند مدينه كجا بود . ! ؟ چنان كه شرح همهء شريعت بر سر جمهور صحابه مىكرد اين كار كه « 5 » بنزديك تو عظيمتر است و با نبوّت برابرست پنهان مىبايست بىگواه « 6 » و قباله ؛ تا يكى گويد : حاضر نبودم ، يكى گويد : بدين نه امامت مىخواهد اگر چنين بودى كه تو مىگوئى خداى ما رسول را مىگويد : ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً « 7 » ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ « 8 » ، وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ « 9 » ، يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ « 10 » ، هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي « 11 » بدانستم كه رافضى ژاژ مىخايد و دروغ مىگويد ، و درست است كه رسول گفته است در حالت وفات : اللّه خليفتى فى أهلى و بر كسى نصّ نكرد ، و گفت : مروا أبا بكر « 12 » تا اجماع « 13 » امّتش حجّت باشد » .

--> ( 1 ) - م ب ن : « چه دليل بخلافت » . ( 2 ) - م ب د : « درست » . ( 3 ) - م : « بر نصّ بر خلافت » ن : « بر نصّ و بر خلافت » ح : « بر نصى و خلافت » . ( 4 ) - م : « درست » . ( 5 ) - م ب ن ح « كه » را ندارند . ( 6 ) - نسخ : « بگواه » . ( 7 ) - صدر آيهء 40 سورهء مباركهء احزاب . ( 8 ) - ذيل آيهء 28 و صدر آيهء 29 سورهء مباركهء فتح . ( 9 ) - صد آيه 44 سورهء مباركهء آل عمران . ( 10 ) - صدر آيهء 26 سورهء مباركهء ص . ( 11 ) - از آيهء 142 سورهء مباركهء اعراف . ( 12 ) - اشاره بحديث معروفى است در ميان أهل سنت و سيوطى در جامع صغير آن را از صحيح بخارى و مسلم و ترمذى و ابن ماجه از عايشه ، و از بخارى و مسلم از ابو موسى و از بخارى از ابن عمرو از ابن ماجه از ابن عباس و سالم بن عبيد چنين نقل كرده كه رسول ( ع ) گفت : « مروا أبا بكر فليصل بالناس » . ( 13 ) ع م ب ن : « باجماع » .